چرا خاک در سلامت انسانها اهمیت دارد؟

حبیب خداوردیلو ، دانشیار گروه علوم خاک و معاون پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه طی یادداشت به سلامت نیوز درباره اهمیت خاک در سلامت انسانها نوشت : خاک اهمیتی فوق العاده در زندگی ما دارد تا آنجا که ما خود را از خاک می دانیم و چنین می پنداریم که بدون خاک ما وجود نخواهیم داشت

بنی آدم سرشت از خاک دارند اگر خاکی نباشد، آدمی نیست (سعدی)

من این پندار را به گونه ای دیگر نیز بیان میکنم که: "کیفیت زندگی ما به کیفیت خاک بستگی دارد". به طوری که اگر کیفیت خاک را بکاهیم از کیفیت زندگی ما کاسته میشود.

خاک، مهربان و بخشنده است و دوست خوبی است. اما اگر ما این دوستی را دانسته یا نادانسته به دشمنی بدل کنیم، خاک دشمنی سرسخت است و ما از این دشمنی سودی نخواهیم برد و در این جنگ خودساخته، بی گمان ما شکستی سخت خواهیم خورد. آیا این دشمنی و جنگ آغاز شده است؟

متاسفانه باید بگویم بلی! این جنگ را ما آغاز کرده ایم و دانشمندان و دانایان آشنا با خاک، نشانه های شکست ما را می بینند و تصویری هولناک از صحنه شکست نهایی ما و نابودی ما در این مبارزه ارایه کرده اند.

آن نشانه ها و این تصویر، چنان وحشتی به پا کرده که برای متوقف کردن این رویارویی و آشتی دادن انسان با خاک، سازمان خواروبار و کشاورزی سازمان ملل متحد (فائو)، سال ۲۰۱۵ میلادی را "سال جهانی خاک" نامیده و همچنین روز پنجم دسامبر (۱۵ آذر) هر سال "روز جهانی خاک" نام گرفته است. هدف از این نامگذاری ها، آشنا کردن عموم مردم با اهمیت خاک و جلب توجه عمومی به ضرورت حفظ خاک است.

به راستی، مفاهیم پیچیده و فنی دانش تا به شکلی ساده درنیاید و بر عموم مردم تاثیر نگذارد و به زندگی مردم راه نیابد چه ارزشی دارد؟ هدف از این نوشتار، معرفی ساده و عمومی جنبه هایی چند از اهمیت خاک است. باشد که دریابیم و از خاک حفاظت کنیم.

چرا خاک در زندگی ما انسانها اهمیت دارد؟
نگرانم که شاید آنچه در ادامه می گویم چند از هزار اهمیت خاک در زندگی ما را بیان نکند، ولی بد نیست همه بدانیم که:

- سفره اصلی غذای ما خاک است. بیشتر آنچه که در سر سفره غذایمان می خوریم و می نوشیم، ریشه در خاک دارند. ما میوه ها و سبزی ها را قبل از خوردن می شوییم. برنج را با وسواس پاک می کنیم. ظرف های غذا و دستهایمان را می شوییم. سفره و میز غذا را به دقت پاک می کنیم. با این همه آیا می توانیم مطمئن باشیم که غذایمان پاک است؟

مراجع می فرمایند چیز نجس با شستن پاک می شود ولی عین نجاست را نمی توان با آبشویی پاک کرد. راستی اگر میوه ها و سبزی ها، نان، برنج، گوشت، شیر، آب و سایر غذاها و نوشیدنی های سر سفره ما از درون آلوده باشند، تکلیف چیست؟

اگر ما خاک را آلوده کنیم، این آلودگی مستقیما از طریق گیاهان (مثل انواع میوه ها و سبزیجات، برنج و گندم) و به طور غیرمستقیم از طریق علوفه ای که توسط دام مصرف می شود و گوشت و فرآورده های حیوانی را آلوده می کند به بدن ما می رسد و موجب می گردد که طعام رنگارنگ سفره ما، ظاهری فریبنده و درونی آلوده داشته باشد. به جرات می توان گفت بسیاری از بیماریهای ما ریشه در خوراک ما دارند. ما در تغذیه خود به عناصری گوناگون از جمله آهن، کلسیم، روی، مس و غیره نیاز داریم تا زنده باشیم، شاداب باشیم، عصبی نباشیم، به خوبی بتوانیم فکر کنیم و هزار کار دیگر انجام دهیم.

این عناصر در خاک هستند و با انتقال به گیاهان و دام نهایتا به بدن ما می رسند. در عین حال، خاک می تواند در اثر بی ملاحظگی ما به عناصری سمی مثل سرب، کادمیم، آرسنیک و میکروبهای بیماری زا آلوده شود و نهایتا این سموم وارد بدن ما شوند و منشا بسیاری از بیماریها از جمله انواع سرطان باشند.

پس سفره اصلی غذای ما خاک است. بصیرت این است که اگر پاکیزگی را نشانه ایمان می دانیم باید مهمتر از دستهای پاک و ظروف و میوه شسته، خاک را پاک نگه داریم. به راستی آیا غذاهای آلوده، از نظر شرعی حلال هستند؟

- ظرف اصلی آب ما، خاک است. آب گوارایی که از چشمه یا شیر آب و یا بطریهای آب معدنی می نوشیم در واقع در گذر از تصفیه خانه طبیعی خاک، پاک می شود و بدست ما می رسد. این حکمتی عجیب و آیه ای روشن برای شناخت خداست که از دل خاک و گِل، آبی پاک روان می سازد. راستی اگر ما خاک را به انواع سموم و میکروبها و غیره آلوده کنیم، شستن لیوان چه فایده ای دارد؟ برای نوشیدن آبی پاک و گوارا باید خاک را پاک نگه داریم.

ما در تغذیه خود به عناصری گوناگون از جمله آهن، کلسیم، روی، مس و غیره نیاز داریم تا زنده باشیم، عناصر در خاک هستند و با انتقال به گیاهان و دام نهایتا به بدن ما می رسند. در عین حال، خاک می تواند در اثر بی ملاحظگی ما به عناصری سمی مثل سرب، کادمیم، آرسنیک و میکروبهای بیماری زا آلوده شود و نهایتا این سموم وارد بدن ما شوند و منشا بسیاری از بیماریها از جمله انواع سرطان باشند.

- خاک مخزنی پرگنجایش و امن جهت نگهداری مطمئن آب برای ماست. عملکرد دوگانه و دقیق خاک در هدایت آب سطحی به مخزن زیرزمینی و ایجاد مقاومتی موثر برای جلوگیری از تبخیر آب زیرزمینی، شگفت انگیز است و نشانه ای آشکار برای شناخت قدرت پروردگار است برای آنان که می اندیشند. خاک اگر تخریب نشده باشد از طریق تخلخل و منافذی که در بین ذرات خود دارد، کانالهایی که مورچه ها، موریانه ها، خرخاکی ها، کرمهای خاکی، ریشه گیاهان و غیره ایجاد کرده اند، به خوبی آب باران را به زیر زمین هدایت می کند.

ذخیره کردن آب در مخزن زیرزمینی بویژه در مناطق خشک و نیمه خشک مثل کشور ما بسیار ایمن تر، به صرفه تر، طبیعت دوستانه تر، و گزندناپذیرتر ار ذخیره کردن آب در مخازن روزمینی مثل سدها است. هوا هر چه قدر هم مرطوب باشد باز همانند آتشی گرم و تشنه است که آب را با ولع تمام می بلعد. خاک نمی گذارد دست هوای تشنه به آب زیرزمینی برسد و از تبخیر و هدر رفت آب ذخیره شده در زیر زمین جلوگیری می کند. برای مدیریت آب باید خاک را مدیریت کنیم.

- خاک خوب، محیطی مناسب و سرشار از انواع موجودات زنده کوچک ولی پرتلاش و غیرتمند است! تنوع موجودات زنده در زیرسطح خاک بیشتر از روی زمین است. در درون خاک، موجوداتی گوناگون و پرکار زندگی می کنند که سرسپرده و عاشق کار خویشند! بوم شناسان خاک به کرمهای خاکی، مورچه ها، موریانه ها، خرخاکی و مانند اینها "مهندسین خاک" می گویند و واقعا چه مهندسان کاردان و پرتلاشی هستند.

آنها یکسره در تکاپو هستند تا معماری خاک را به شکلی مناسب و متناسب با کارکردهای خاک درآورده و حفظ کنند تا خاک بتواند کار خودش را به خوبی انجام دهد. آنها مهندسین کاربلدی هستند، نه کارشکنی می کنند، نه پشت میزشان چرت می زنند، نه دزدی و اختلاس می کنند، نه از کار می زنند و نه با عینک دودی و کیف چرمی شان فخر می فروشند، بلکه وقت و بی وقت فقط کار می کنند.

من میکروبهای خاک را "پزشکان خاک" و "مدیران ارشد" خاک نام می نهم: پزشکان بی منشی و ویزیت و مدیران لایق. اگر بدانیم این مهندسین و پزشکان و مدیران چه فروتنانه، متعهدانه، عالمانه و باپشتکار وظیفه خود را انجام می دهند و یا بهتر بگویم کار ما را انجام می دهند و چه نقشی در سلامت ما و تداوم حیات دارند، از غرور نابجای خود و از ظلمی که دانسته یا نادانسته بر آنها روا می داریم، شرمسار خواهیم شد. خاک و جانداران خاک برای ما در تلاشند، این را درک کنیم. هر نامهربانی با خاک، آرامش و آسایش این موجودات و در نگاهی واقع بینانه آینده بشر را تهدید می کند.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری (سعدی)

- آب موجود در خاک سطحی (یعنی سطح زمین تا نرسیده به آب زیرزمینی) حدود ۶ برابر آب رودخانه هاست! با این حال ما به مدیریت آب خاک بهایی نمی دهیم و بخش زیادی از آن به صورت تبخیر از دست ما می رود.

- خاک سهم بسیار بزرگی در ذخیره کربن دارد. ما با کبریت یا خیلی بی صداتر با شخم کردن غیراصولی، کربن خاک را آتش می زنیم و به صورت دود (دی اکسید کربن) به هوا می فرستیم. این عمل، تاثیر چشمگیری بر گرم شدن کره زمین دارد. شخم زدن خاک واقعا موجب آتش گرفتن خاک می شود. شعله هایی که خیلی خونسرد و ناپیدا، کربن را می سوزانند! کربن موجود در خاک، سرمایه بزرگی است که آتش می زنیم. همین کربن اگر به اتمسفر راه یابد یک بحران است. هر چیز در جهان باید سر جای خودش باشد. به قوانین طبیعت احترام بگذاریم.

- خاک و امنیت خاک، شاه کلید و کنترل کننده چالش های جهانی مثل امنیت غذا، امنیت آب، امنیت انرژی، تنوع زیستی و غیره است. برای داشتن جهانی امن و ایمن برای زندگی، قدر خاک را بدانیم و مراقب خاک باشیم.

ما چه بلایی سر خاک (شما بخوانید سر خودمان) می آوریم؟
ما با دانش ناقص خویش، مدیریت نادرست و غیرعلمی و یا با طبیعت منفعت طلب خود از راههایی گوناگون خاک را تخریب می کنیم.

ما خاک را زباله دانی بزرگ می پنداریم و زباله ها را به خاک می سپاریم! پساب آلوده کارخانه ها را وارد خاک می کنیم. با کشاورزی نادرست، معماری هنرمندانه خاک را به هم می زنیم. آیا می دانید لایه سرشیر مانندی که در سطح خاکهای لخت و نیمه لخت باران زده می بینیم در اثر مدیریت نادرست خاک سطحی و تخریب خاک ایجاد شده است.

این لایه نازک به شدت غیرقابل نفوذ است و به آب باران اجازه نمی دهد تا به خاک و آب زیرزمینی راه یابد. این لایه نازک بسیار خطرناک و تهدید کننده بشر است و می تواند به تنهایی تمدنی را نابود کند. بارانی که در خاک نفوذ نکند، سیلاب می شود و گویی از این که راهش را بسته ایم خشمگین می شود و هر چه سر راهش باشد از خاک و آدم و گیاه و درخت و دام را نابود می کند. ما طبیعت را به قهر وامی داریم.

ما روشهای سازگار با محیط زیست منطقه خود مانند قنات که ابتکار نیاکان پرآوازه ماست را رها کرده ایم و با ایجاد سدهای غیرضروری، راه طبیعی آب را برای مصارفی عموما غیرضروری یا کم بازده کج می کنیم تا مخازن زیرزمینی به طور طبیعی شارژ نشوند.

ما با بدرفتاری با خاک، محیط امن زندگی جانوران و میکروبها و گیاهان خوراکی و دارویی را از بین می بریم. لذا نمی گذاریم جانوران و میکروبها برای ما کار کنند: یعنی خاک بی مهندس و بی پزشک و بی مدیر می شود! با این کار خود را با کمبود غذا و دارو مواجه می کنیم و سلامت خود را تهدید می کنیم.

به این هم بسنده نکرده و چاههایی عمیق حفر می کنیم تا اندک آبی که از دست ما دررفته و به منابع زیرزمینی راه یافته را نیز استخراج کنیم و سبزی تولید کنیم و بیرون بریزیم، میوه تولید کنیم و بگندد و به فروش نرسد، برنج تولید کنیم و ته دیگ و ته مانده کنیم و دور بریزیم، گندم تولید کنیم و خرده نان کنیم و به دوره گردها بفروشیم یا در زباله دان بریزیم، چغندر تولید کنیم و شکر کنیم و به ثمن بخس به ترکیه بفروشیم و شکلاتش کنند و پول خون پدرشان را از ما بگیرند و ...

با تخلیه آب زیرزمینی ما گویی بالش زیر سر خاک را بر می داریم. با این کار خاک فرو می ریزد! آیا می دانید تهران سالانه ۱۵ تا ۴۰ سانتی متر نشست می کند؟ با این کار انگار ظرف آب خود را مچاله می کنیم و گنجایش آن را از بین می بریم. این مچالگی برگشت ناپذیر است! اگر زود نجنیم دیر می شود!

آی... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چه قدر زود دیر می شود! (قیصر امین پور)

ما با بدرفتاری با خاک، محیط امن زندگی جانوران و میکروبها و گیاهان خوراکی و دارویی را از بین می بریم. لذا نمی گذاریم جانوران و میکروبها برای ما کار کنند: یعنی خاک بی مهندس و بی پزشک و بی مدیر می شود! با این کار خود را با کمبود غذا و دارو مواجه می کنیم و سلامت خود را تهدید می کنیم.

ما سطح خاک ها را از پوشش گیاهی و بقایای گیاهی که به عنوان حفاظ طبیعی خاک هستند، عریان می کنیم تا منبع عظیم آب خاک به راحتی تبخیر شود و از بین برود و لذا مجبور می شویم برای کشاورزی، آب رودخانه ها را مهار کنیم و به خاک بدهیم تا بخش زیادی از آن دوباره تبخیر شود و از بین برود. بعد دریاچه ها و تالابهایمان خشک و کم آب می شوند و به فکر می افتیم که از دوردست ها آبهایی را برای جبران اسراف هایمان و اسراف دوباره مان بیاوریم. این دانش ناقص است. ما باید به قوانین طبیعت احترام بگذاریم.

ما خاک را آتش می زنیم تا کربن خاک بسوزد و کره زمین هر روز گرمتر شود و بعد جلسه می گیریم و راهکارهایی عموما نامربوط برای جلوگیری از گرمایش کره زمین ارایه می دهیم... ما تیشه بر ریشه خود می زنیم اما نمی دانیم!!

چه کنیم؟
باید بیندیشیم. نباید به دانش خود غره شویم. باید بدانیم هر تصمیم نادرست در مدیریت خاک، در کشاورزی، در منابع طبیعی، در محیط زیست یعنی ضربه تبری بر درخت زندگی. هر تصمیم نادرست، هر قانون نادرست، هر بی دقتی در تدوین قانون، مصداق ضرب المثل "درآوردن چشم به خاطر درست کردن ابرو" است.

باید مدیران خود را درست انتخاب کنیم. باید بدانیم هر نماینده مجلس که ما انتخاب می¬کنیم بر سرنوشت ما، شهر ما، کشور ما و جهان تاثیر دارد. افراد دانا را برگزینیم نه هم زبان و همسایه و هم محلی را. ما هنوز قانونی مدون در مورد خاک نداریم!!

پیش نویس لایحه جامع خاک که سالهاست در انتظار بررسی مجلس است را نیز مطالعه کرده ام. از نظر من به عنوان یک خاکشناس، این لایحه بسیار کم بار و غیرموثر است.

به مضمون این آیه عمل کنیم: كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ چرا که حتی خداوند با آن همه مهربانی، اسراف کنندگان را دوست ندارد. می دانید برای تولید هر کیلو سبزی، خیار، برنج، کفش، خودرو، کاغذ، نان و ... چه فشاری بر منابع آب و خاک وارد می شود؟

می دانید برای تولید هر لیتر شیر، ۱۰۰۰ لیتر آب مصرف می شود و همین طور برای تولید هر کیلو سیب زمینی، ۱۴۰۰ لیتر آب- هر کاغذ A4، 10 لیتر آب- هر تخم مرغ، ۱۳۵ لیتر آب- هر کیلو گندم، ۱۳۰۰ لیتر آب- هر کیلو گوشت گاو، ۱۵۰۰۰ لیتر آب- هر کیلو گوشت مرغ، ۴۰۰۰ لیتر آب، هر کیلو برنج، ۴۰۰۰ لیتر آب- هر عدد گوجه فرنگی، ۱۳ لیتر آب- هر جفت کفش چرمی، ۸۰۰۰ لیتر آب- هر خودروی مسافرتی، ۴۰۰۰۰۰ لیتر آب و ... مصرف می-شود؟ لطفا به اعداد و ارقام توجه کنید. پس اسراف هر مشت سبزی، هر کاسه سالاد، هر قاچ هندوانه، هر قاشق برنج، هر ورق کاغذ و... یعنی بیرون ریختن کلی آب!!

آب را بیهوده هدر ندهیم. چه زمانی که شیر آب را باز می کنیم تا آب بنوشیم، چه زمانی که وضو می گیریم تا عبادت کنیم، یا ظرف می شوییم یا دوش میگیریم یا باغچه آب می دهیم یا اتومبیل مان را می شوییم!!! یا حیاط و پیاده رو را آبپاشی و آبکشی می کنیم!!!!

بیایید در مصرف آب خسیس باشیم، این قدردانی نعمت خداست. بیایید به هر قطره آبی که مصرف می کنیم نگاهی سهراب گونه داشته باشیم: "شايد اين آب روان، مي‌رود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي" و یقین داشته باشیم که این قطره ها می توانند دریاچه ای را نجات دهند و تالاب خشکی را سیراب کنند.

بیایید به هر شاخه علفی احترام بگذاریم. این جهان قوانین ظریفی دارد. ما در محیطی بسیار حساس و شکننده زندگی می کنیم. ما تنها در لایه نازکی از سطح کره زمین و لایه نازکی از اتمسفر نزدیک زمین می توانیم زندگی کنیم. این محیط زیست نازک، بسیار حساس است. آن را نرنجانیم. به قول سهراب: "یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد".

هر شاخه علفی که از بین می بریم، هر قطره آبی که هدر می دهیم، ذره خاکی به خونخواهی اش قیام می کند و از زمین برمی خیزد و می شود گرد و غبار و به ما می فهماند که طبیعت، اجزایی متعصب و انتقام جو دارد. این گرد و غبارهای انتقام جو و خشمگین را نمی توان براحتی مهار کرد. هر ذره خاکی که بی خانمان می شود، مورچه ای می میرد و میکروبی قهر می کند تا زندگی بر ما دشوارتر گردد. هر مورچه ای که می میرد، زمین داغدار میشود و تب می کند تا شاید ما قانون را جدی بگیریم.

بیایید مواظب هر حرکت خود باشیم. بیایید مواظب خاک باشیم. بیایید مواظب خودمان باشیم. مواظب فرزندانمان باشیم. 

نمی دانم آیا یک از هزار این حکایت دراز را گفتم یا نه. من فراخور بضاعت دانش خویش و مجال این مقال گفتم، "تو خود حدیث مفصل بخوان زین مجمل".
به امید روزهای خوبی که از پس آشتی با طبیعت در انتظار ماست. به قول قیصر امین پور:
روزی که آسمان
در حسرت ستاره نباشد
روزی که آرزوی چنین روزی
استعاره نباشد...
روز وفور لبخند....
روزی که سبز، زرد نباشد
گل ها اجازه داشته باشند
هر جا که دوست داشته باشند، بشکفند...
پروانه های خشک شده، آن روز
از لای برگهای کتاب شعر
پرواز می کنند.

لینک خبر