بسمه تعالي
الف- انجمنهاي علمي دانشجويي
عدم وجود فعاليتهاي علمي دانشجويي در دانشگاهها، احساس نياز به وجود تشكلهاي مدني در همه سطوح و زمينهها و گسترش و تمرين فرهنگ مشاركت از عمدهترين دلايلي بودند كه منجر به تشكيل شوراههاي دانشجويي در سال تحصيلي74-1373در دانشكده كشاورزي كرج ابتدا در گروههاي آبياري و خاكشناسي و سپس به تدريج در ساير گروهها گرديدند. تدوين اساسنامه انجمنهاي علمي دانشجويي در وزارت علوم،تحقيقات و فنآوري درسال 78-1377و ابلاغ آن به معاونتهاي دانشجويي دانشگاهها به اين تشكلهاي علمي دانشجويي جنبه قانوني داد. در حال حاضر 700 انجمن علمي دانشجويي با حدود 40000 عضو در دانشگاهها فعاليت ميكنند و حدود 20 اتحاديه انجمن علمي دانشجويي در حال شكلگيري است. در كشور تعداد 18 گروه خاكشناسي داريم كه در 8 گروه اين انجمنها تشكيل شدهاند. اميدواريم با تشكيل اين انجمن ها در بقيه گروهها بتوانيم به زودي اتحاديه انجمنهاي علمي دانشجوي خاكشناسي را تشكيل داده و ارتباط فعال را با انجمن علوم خاك ايران برقرار نماييم. انجمنهاي علمي دانشجويي به واسطه نيروي جواني، نشاط و خلاقيت، طبيعت جستجوگر و روحيه نقاد دانشجويي، وقت آزاد بيشتر و كم توقعي، كثرت آراء و استقلال، نيروي عظيمي فراهم مينمايد كه در صورت هدايت و پشتيباني قادر به انجام كارهاي بزرگ خواهد شد. از جمله فعاليتهاي اين تشكلها عبارتند از: 1- برگزاري كنفرانسهاي علمي و ترويجي 2- برگزاري سخنراني و كارگاههاي آموزشي با دعوت از اساتيد و صاحبنظران 3- برگزاري بازديدها و سفرهاي علمي 4- برپايي نمايشگاهها5- انتشار نشريه 6- همكاري فعال در برگزاري سمينارها و كنگرههاي ملي 7- رابط بين دانشجويان با انجمنهاي مادر.
ب- ديدگاهها، نظرات و دغدغههاي دانشجويان در زمينه مسائل خاكشناسي كشور
ديدگاه دانشجويان را با آگاهي از واقعيات زير بيان ميكنم: 1- انجمن علوم خاك ايران حاصل تلاش عدهاي از بزرگان علوم خاك بوده و در طي اين سالها فعاليتهاي زيادي را در زمينههاي مختلف انجام داده است. 2- متوليان آموزش خاكشناسي كشور طي سالهاي گذشته تلاشهاي وافري نموده اند كه اكثر نيروهاي جوان فعلي بخشهاي آموزشي و تحقيقاتي دستاورد آنان است 3- بخشهاي تحقيقاتي علوم خاك خصوصاً مؤسسه تحقيقات خاك و آب از بدو تأسيس تا كنون تلاشهاي زيادي در زمينه پژوهش و تحقيق انجام داده است. 4- بخش عمدهاي از مشكلات آموزشي و پژوهشي علوم خاك ناشي از سيستم كلي كشور بوده و سياستهاي كلان وزارت خانههاي مربوطه به اين بخش القاء گرديده است. اكنون در سه مقطع ليسانس، فوق ليسانس و دكتري دانشجويان در حال تحصيل داريم، كه ديدگاههاي متفاوتي دارند. اشتغال، ادامه تحصيل، كيفيت و كميت آموزش و پژوهش را ميتوان دغدغههاي اصلي دانشجويان دانست.
مسائل آموزشي: در بخش آموزش گسترش كمي بيش از حد و كاهش كيفيت وجود دارد. در مقطع كارشناسي سالانه حدود 400 نفر،كارشناسي ارشد 65 نفر و دكتري بطور متوسط سالانه حدود 25 نفر پذيرش دانشجو داريم. هدف از تربيت نيروي متخصص چيست؟ حل مشكلات كشاورزي و منابع طبيعي! اما عدم بكارگيري اكثر نيروهاي ليسانس و تعداد زيادي از نيروهاي فوق ليسانس وگرايش فارغ التحصيلان دوره هاي تحصيلات تكميلي به تأ سيس گروه هاي خاكشناسي جديد و تربيت فارغ التحصيلان جديد و دلايل ديگر نشان ميدهد كه هدف از تربيت نيروي متخصص نامشخص است. مشكلات كيفي آموزش خاكشناسي را ميتوان اينطور برشمرد: (1)كوچك شدن و بعضاً فراموشي بعضي از جنبه هاي مهم علوم خاك نظير فيزيك خاك، رابطه آب خاك و گياه، زهكشي خاك و اصلاح اراضي، فرسايش و حفاظت خاك، آلودگي خاك و مسائل زيست محيطي و سنجش از دور و GIS (2) ضعيف شدن ارتباطات علمي با دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي داخلي و خارجي، عدم دعوت از اساتيد خارج از كشور براي ارائه سخنراني، مشاركت كم رنگ اساتيد و محققان داخل كشور در كنفرانسها و سمينارهاي تخصصي بين المللي و داخلي و عدم حمايت از دانشجويان براي شركت در سمينار و كنفرانسهاي بين المللي (3)كم توجهي به دروس علوم پايه مانند شيمي، فيزيك و رياضي (4)كيفيت آموزش تحصيلات تكميلي بويژه در مقطع دكتري مشكل اساسي ديگري است. بايد اين واقعيت را بپذيريم كه هم اكنون سيستم خاكشناسي كشور چه از نظر نيروي انساني و چه از نظر امكانات آموزشي و تحقيقاتي توانايي تربيت حدود 25 دانشجوي دكتري در سال را ندارد. برخي شواهدي اين ادعا ميتوان به شرح ذيل ذكر كرد: طولاني شدن دوره تحصيل اغلب دانشجويان اين مقطع، واحدهاي درسي تئوري تحت عناوين كلي و كم ارتباط با موضوعات فعلي مورد نياز اكثر دانشجويان ارائه ميشود و باعث ايجاد مشكلات عديدهاي براي دانشجويان و گروهها گرديده است، اندك و انگشت شمار بودن مقالات علمي مستخرج از رساله هاي دانشجويان دكتري كه منجر به چاپ در مجلات معتبر بين المللي گردد و نهايتا مشكلاتي كه براي دانشجو در حين انتخاب تز، اساتيد راهنما و مشاور و انجام تحقيق از حيث نبود امكانات پيش ميآيد. برگزاري دورههاي دكتري بصورت مشترك، كاهش و هدفمند كردن واحدهاي تئوري وتأمل، دقت و مشاركت در پربارتر كردن رسالههاي دورههاي تحصيلات تكميلي شايد مقداري از اين مشكلات را بكاهد.
مسائل پژوهش: پژوهش مقلولهاي ملي بوده و شايسته است با مشاركت كليه متخصصين و صاحبنظران خصوصاً از طريق نهادهاي مستقل غير دولتي سياستگذاري شده و از اعمال سليقه فردي بدور باشد. در زمينه پژوهش خاكشناسي در كشور بنظر ميرسد چهار مشكل اساسي داريم: (1) عدم وجود برنامههاي كلان، هدفمند و جامع تحقيقاتي (2)كمي شدن شاخصهاي ارزيابي پژوهش و عدم توجه به شاخصهاي كيفي (3)كمرنگ شدن و حذف برخي از زمينههاي مهم علوم خاك از برنامههاي تحقيقاتي كشور در سالهاي اخير (4)كم توجهي به مقوله فرسايش و حفاظت خاك ( عدم انجام تحقيقات بنيادي، عدم انجام تحقيقات در زمينه فرسايش و حفاظت خاك در اراضي آبي تحت كشت و نامشخص بودن جايگاه فارغ التحصيلان خاكشناسي در گرايش فرسايش و حفاظت خاك).
راه حل چيست؟
راه حل مسائل و مشكلات خرد جمعي است كه در مورد مسائل خاكشناسي خرد جمعي يعني انجمن علوم خاك ايران. طبيعي است انجمن علوم خاك زماني مي تواند نقش محوري خود را در سياستگذاري آموزش و پژوهش علوم خاك و حل مشكلات فوق ايفاء نمايد كه دغدغه اصلي آن ارتقاء كيفيت علم خاكشناسي باشد و اين هم محقق نخواهد شد مگر: 1- الزام همه اعضاء خانواده علوم خاك به مشاركت فعال در پيشبرد اهداف انجمن 2- پيدا كردن راهكارهاي عملي براي اجراي وظايف و فعاليتهاي ذكر شده در اساسنامه انجمن ( تشكيل كميتههاي تخصصي و اجرايي به منظور تدوين يا مشاركت در تدوين سياستهاي كلان آموزش و پژوهش علوم خاك و استفاده از پتانسيلهاي نهفته در نيروهاي دانشجويي از طريق تشكيل شاخه دانشجويي ميتوانند از راهكارهاي عملي باشند). 3- استقلال بيشتر انجمن از نظر بودجه، امكانات،محل استقرار و مديريت به منظور ايفاي نقش نظارتي بر كليه فعاليتهاي علوم خاك ( نظارت و ارزيابي فعاليتهاي آموزشي دانشكاهها و فعاليتهاي پژوهشي مؤسسات و نقد محققانه برنامههاي آموزشي و پژوهشي جاري كشور) 4- داشتن مجله علمي- پژوهشي تخصصي مستقل كه منعكس كننده آراء، عقايد و نتايج تحقيقي دانشمندان و پژوهشگران علوم خاك باشد. 5- برگزاري سخنراني، سمينارهاي تخصصي، كارگاههاي آموزشي و كنگرههاي منظم و برنامهريزي شده. 6 - معرفي و تشويق پژوهشگران نمونه كشور.